السيد الخميني

52

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )

خودمان ، خودمان را بايد اداره كنيم . هدف مُستشاران خارجى نبايد نظام ما را مستشارهاى امريكايى بيايند درست بكنند . آنها كه نمىخواهند درست بكنند ؛ آنها مىخواهند اصلًا خراب بكنند . مستشارها كه مىآيند نمىخواهند كه ما را تعليم بدهند ؛ مىخواهند نگذارند ما تعليم بگيريم ؛ مىخواهند ما را متوقف كنند . دانشگاههاى ما را نمىگذارند كه درست آن طورى كه بايد اداره بشود ، دانشگاه وابسته است . دانشگاه وابسته شد ، بايد تا آخر همين باشد كه هى دستش دراز باشد ] . . . [ . وابستگى فكرى خود را بيرون بياوريم . خودمان را از وابستگى فكرى بيرون بياوريم كه فكرهايمان اين نباشد كه ما چيزى خودمان نداريم ، هر چه هست آنجاست . اين معنا ، كه با تبليغات به ما تحميل شده - تبليغات دامنه‌دارى كه در چند قرن كردند و اخيراً زياد شده است - كه خودتان هيچ چيز نيستيد ، و هر چه هست آن شرق و غرب است . به جوانهاى ما اين را تحميل كردند . فرهنگ ما ، فرهنگى است غنى اين جوانهاى ما ، اين جوانهاى گول‌خوردهء ما ، خودشان را گم كردند . الآن خودشان ، خودشان نيستند . مغز اينها شده يك مغز شرقى يا يك مغز غربى . بيش از اين نمىتوانند ادراك كنند ، نمىتوانند بفهمند ، كه ما هم خودمان كشورى هستيم ؛ و ما هم خودمان بايد استقلالى داشته باشيم ؛ و ما خودمان هم فرهنگى بايد داشته باشيم ؛ و فرهنگ ما فرهنگ غنى است ، نمىتوانند اينها ادراك كنند . و اين براى اين است كه اين قدر از بچهء اين قدرى كه توى جامعه آمده است ، در ظرف اين 50 سال پنجاه و چند سالى كه ما شاهدش بوديم ، اين بچهء كوچك تا آن آخر ، تمام تعليم و تربيتش ، تعليم و تربيت فرهنگ خارجى بوده . فرهنگ از خودمان نبوده ، تعليم و تربيت اين بوده ، وابستگى بوده . مغزهاى اين بچه‌هاى ما را از كوچكى وابسته تربيت كرده‌اند ، تا رسيده‌اند به جوانها كه حالا مىبينيد كه همين جوانها نمىتوانند تفكر كنند كه ما خودمان آدميم . مىگويند حتماً بايد يا وابسته به مثلًا